تبليغاتX
سرباز جوخه ی سیزده
گفتگوی دو زن... شنبه سی ام دی 1385 7:32 بعد از ظهر

 

             

                      

 

ـ اخمهایت را باز کن! دنیا هم از این همه نفرت و خشم دلش میگیرد!...سنگ هم روزی عشق میورزد!

ـ چرت نگو!

ـ زیادی عبوثی!

ـ سکوت...

ـ امید یعنی فردا...و عاشق با همین امید زنده است...

ـ ع شق یعنی دیروز! و همانی است که سد عروج ماست!

ـ ایمان بیاور و عشق بورز ! باور کن دیگر جنگی در کار نخواهد بود! شمشیر تنها خون میریزد... اصلا دنیا با همین شمشیر بود که ویران شد!

ـ خون را هم پاک میکند!

ـ به چه قیمتی؟

ـ حتی مرگ...

ـ فراموش کن ! باید زندگی کرد و عشق ورزید...آن موقع است که ایمان می آوری...وقتی که آواز بهاری با شرشر آب در هم میریزد ...تو به وجد می آیی و از همه مهمتر میتوانی با کسی که دوستش داری آرامش یابی...

ـ عشق به چه کسانی؟به این احمق ها؟

ـ این منطق خشکت را کنار بگذار!!سنگ هم روزی میگرید...

ـ دیگر که سنگ نیست!

ـ دنیایی که او داده زیباتر از این حرف هاست! این بلندپروازی های مشتی آدم مثل شما جهان را به باد میدهد!اوضاع را که بهتر نمیکند هیچ...زندگیتان هم میگیرد! و بوی خون است که شهر را پر میکند!

ـ این ها لزوم زندگی است!بوی خون هم عادی میشود!

ـ رفیق ! از خر شیطان بیا پایین!زندگی برای تو آنقدر ها هم ناخوشایند نیست!گستاخی سر آدم را به باد میدهد!

ـ بگذار بدهد...

ـ حماقت نکن!

ـ زندگی ام حماقت بود...

ـ کسی که ع شق نمیداند چیست...خودش را نصیب بدمهلکه ای میکند!

ـ تو کلاه خودت را بگیر...

ـ باور کن این گستاخی شما جماعت خوش خیال که فکر میکنید دنیا به دستتان تغییر میکند حال آدم را بهم میزند! ای بابا ! اصلا به من و تو چه که فلانی را کشتند؟چرا کشتند و دیگری کیست که فلک میشود! جهان از روزی که زاده شده همین بوده و هست!

ـ جهان دیگری خواهد بود!

ـ شما دنبال جنگید! دنیایتان صلح نمیطلبد!

ـ ما فقط تاب خفت را نداریم!

ـ کدام خفت؟ آدمی که تنهاست خیال زیاد به سرش میزند! اصلا یکی بود دیوانه شد...از همین تنهایی هایش! فکر میکرد همه آدمخوارند!

ـ بعید هم نیست...دنیایی که انسانیت را به زنجیر میکشد...آدمخوار هم زیاد دارد!

ـ و برای من نگو که میشود جهان را نجات داد...

ـ من به فکر این  جهان نیستم...میخواهم خودم را نجات دهم...

ـ تو که آزادی...

ـ انسانیت هم آزاد است؟اندیشه ها مجال پرواز دارند؟

ـ این ها که دیگر به تو دخلی ندارند!

ـ مشکل من با همین است...جسم من آزاد است ...اما عناصر وجودم را دارند ذره ذره تباه میکنند!و تو این چیزهارا نمی فهمی... جز آواز دنیای خیالیت!

ـ من به دنیای خودم دلخوشم چون میدانم کاری از دست ما ساخته نیست...

ـ میشود کاری کرد...

ـ باور کن! امیدی به نجات این جهان نیست!

ـ امیدی نداری...چون عاشقی!

ـ این عشق مرا میسازد...

ـ به همان اندازه نیز تو را می آزارد...

ـ این رنج شیرین است...

ـ بطالت است!

ـ دنیا برای همین زاده میشود و ما نیز...که عشق بورزیم!جنگیدن کار ما نیست! روح ما تاب این ضربه ها را ندارد! بیا زندگی مان را بکنیم!

ـ و مشکل شما جماعت عاشق این است که نمی دانید زندگی چیست!

ـ ببین! ما که همه چیز داریم!

ـ خنده!...

ـ زمین هم از جنگ خسته است!

ـ همه خسته ایم...

ـ پس این پا فشاری دیگر برای چیست؟

ـ برای این که خسته ایم...

ـ  (سکوت) . زن میرود ...

 

نوشته شده توسط ندا | موضوع: | لینک ثابت |
حجاب... سند قداست یا جرثومه ی فساد؟ یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 1:53 بعد از ظهر
                                                 

 

                                 

 

  

                                  

 

 

حجاب... سند قداست یا جرثومه ی فساد؟

یکی نیست به این ها بگوید که این قرآن شما مال 1400 سال پیش و متعلق به شبه جزیره ی عربستان ( مهد تحجر و جاهلیت) بوده است!چرا قران امروز و احکام اسلام پاسخگوی دنیا و افکار امروزی نیست؟!   چرا به قول شریعتی قرآن امروز را تنها در طاقچه های خانه هایمان خاک خورده میابیم! من با مسلمان بودن حرفی ندارم , اما کسی که قرآن را برنامه ی هدایت خود بر میگزیند باید این را هم بداند که برخی احکام قرآن که متعلق به زمان خاصی میباشد را باید با دنیای امروز تطبیق داد! و همان طور هم که میدانیم در قرآن نیز به این موضوع اشاره شده !

اما احکام امروز جامعه ی مارا چه کسانی تدوین میکنند که ما این قدر با اسلام و قرآن بیگانه مانده ایم؟!

بحث من روزه و زکات نیست! که گاهی من نیز با این که به این کتاب ایمانی ندارم روزه میگیرم! و اما نه برای خدا ! و نه برای اسلام! تنها برای خودم. برای اینکه (( خودم )) اراده کرده ام و خودم میخواهم و شاید هم کمی برای همدردی با فقرا.

ولی به صراحت اعلام میکنم این حجاب امروزی (( که تنها برای خانم ها )) پیش بینی شده , ظلم است! این حجابی که در آن تنها گردی صورت و مچ دست ها مجاز دیدن است متعلق به 1400 سال پیش است!اصلا اگر مردی بادیدن موی سر و یا دست ها و ساق پای خانومی از هوش میرود ...خانوم ها هم حق دارند که از دیدن موی سر و بازوهای مردی عملی مشابه با رفتار مردان را داشته باشند! مگر آدم ها همه از یک روح زاده نشده اند؟

این حجاب مختص زمانی بود که شعور و شهوت اعراب در حد همان شکم و زیر شکمشان بود! و فرقی میان انسان و حیوان قائل نیودند! روزی که ارزش زن را با دستانشان به گور سپردند! و پیامبر در آن بهتان و خفقان میشود نجات دهنده ی دنیای آن روز...

آری ! لنگه کفش هم در بیایان غنیمتی است...

و در آن بیابان پر از جور و فساد و تحجر مطمئنا اگر خدا و پیغمبر میخواستند اصل انسانیت را که بر پایه های عدالت و آزادی و برابری استوار بود را به آن ها بقبولانند با شکست روبرو میشدند!

در دوره ای که (( زن بودن)) گناه بود و حکم زنده به گوری میطلبید! زمانی که تنها نجات آن ها از زنده به گوری نیز آرزویی بس بزرگ بود!

زمانی که اعراب همچون گرگان وحشی شهوات خود را بدون هیچ حرمتی رها کرده بودند و ارزشی برای انسان بودن خویش قائل نبوده اند!

و نا امیدی از هدایت چنین مردانی ...راه دیگری را پیش پای این دین مینهد!

اما آیا این راه عادلانه بود؟ زن باید از حقوق اولیه ی خود و اصل برابری محروم بماند تنها برای این که محمد و کتابش پیروان بیشتری کسب کنند؟تنها برای این که فکر محدود آن ها آرمان های آزادی  عدالت و برابری را نمی طلبید؟

اسلام شبه جزیره ی عربستان را نجات میدهد و...اما ایران را ویران میکند! اسلام محمد و یارانش تمدن و فرهنگ ایران راـ ایرانیان زرتشتی را ـ  همان هایی که خدای واحدی داشتند را به نابودی میکشاند!

پس مگر نمیگفتند در دین اجباری نیست؟ حال چه برسد به این که ایرانیان خود نیز صاحب دین و خدا بودند...و اما حریم سرزمین و افکارشان به تجاوز کشانده شد!

اما زنان و مردان امروز باید بدانند که این تکه پاره های نخی نیست که شعور و فرهنگ و آگاهی آن ها را تقویت میکند...این حجاب (( ظاهری )) راه رسیدن به سعادت و تکامل آن هارا هموار نمی سازد...بلکه این افکار و اعتقادات و اعمال ماست که به زندگی مان و تکاملمان جهت می بخشد!

مردان مسلمان باید بدانند که هوای نفسانی آن ها از بی حجابی زنان نیست! مشکل از خودشان است که حتی به با حجابان هم تعرض میکنند!

مگر انسان دارای اراده و اختیار و آزادی انتخاب نیست؟ مگر انسان شعور ندارد؟ مگر انسان حیوان است که با دیدن موی خانمی یا بازو ها و ساق پای او قوای جنسی اش تحریک شود و به له له بیفتد؟

 حالا کجا هستند آن مردمانی که شعار(( یا روسری یا توسری)) را سر میدادند؟ کجایند که ببینند اعتقادات و فرهنگ کشورشان به چه فلاکتی دچار شده است؟؟

مگر در جهان غرب , خانم ها همه محجبه هستند یا مگر با دیدن این لباسهایی  که کسانی آن را بدحجابی میخوانند( بلوز و شلوار وشلوارک و ...)مردان پشت سرشان له له زنان راه میفتند؟

مگر غیر این است که امروز جهان غرب خودش را از این تحجرات پاک کرده است؟ و هر روز بر دانش و پیشرفت های خودشان می افزایند نه این که گرفتار محدودیت ها ی جسم و این چنین مسائلی باشند!!

ما به جای سالم سازی افکار عمومی برای رعایت شهوات خود به محدود کردن زنان ( و نقض آزادی نیمی از مردمان جهان) روی آورده ایم!

اگر مردی به شعور و آگاهی فکری رسیده باشد , آیا بازهم با دیدن موی خانومی هوش از سرش میپرد؟

ای بابا! ما تا کی میخواهیم با این تحجرات زندگی کنیم؟!

انسان کیست؟ وجه تمایز انسان با حیوان چیست؟

انسان همانی است که در بین راستی ها و کژی ها قرار گرفت و و راه راستی را برگزید...

انسان همانی است که افکار و شعور خود را بالا می برد و نه به خاطر ضعف خودش کس دگری را به محاکمه فرا میخواند!

حجاب آن نیست که جلوه کند...حجابی که مادی باشد که دیگر حجاب نیست! حجاب همانی است که کژی ها را در مقابل چشمان ما میزداید...این پارچه های نخی و کتانی سند قداست ما نیست!

بیایید ایمان بیاوریم به خودمان و ... بسازیم افکارمان را...

 

نوشته شده توسط ندا | موضوع: | لینک ثابت |
(( درباره ی روز جهانی زن : ۸ مارس)) چهارشنبه سیزدهم دی 1385 0:50 قبل از ظهر

 

(( درباره ی روز جهانی زن : ۸ مارس))

 

روز جهانی زن , در سراسر جهان نشانی ست از بزرگداشت دستاوردهای اقتصادی , اجتماعی , فرهنگی و سیاسی زنان.

نخستین مراسم روز جهانی زن , در 19 مارس 1911 در آلمان , اتریش , دانمارک و دیگر کشورهای اروپایی برگزار شد.زنان آلمانی این روز را برگزیدند , چراکه در سال 1848 پادشاه پروس قول داده بود که به زنان حق رای داده شود.در نتیجه , پیش از برگزاری مراسم (( روز جهانی زنان)) در 1911 , بیش از یک میلیون اعلامیه با مضمون اعطای حق رای به زنان , در سراسر آلمان پخش شد.

امروزه این روز را در 8 مارس هر سال جشن می گیرند , موقعیت و فرصتی که گروههای زنان از انحای جهان برگزیده اند . همچنین این روز در سازمان ملل گرامی داشته شده است و در بسیاری از کشورها تعطیل ملی است.زنان کشورهای مختلف, که اغلب از لحاظ تفاوتهای قومی , زبانی , فرهنگی , اقتصادی و سیاسی دسته بندی می شوند , با هم این روز مهم را جشن می گیرند : روز تجسم برابری , یگانگی , صلح و بالندگی.

روز جهانی زن , سرگذشت زنانی عادی است در هیات سازندگان تاریخ : این روز , حاصل قرن ها مبارزه و سختکوشی زنان برای دستیابی به مشارکت برابر در موقعیتی برابر در جامعه است.در یونان باستان , ((لیسیستراتا)) برای پایان دادن به جنگ , اعتصاب جنسی علیه مردان به راه انداخت , و در انقلاب فرانسه , زنان پاریس , درحالی که شعار (( آزادی , برابری , برادری)) می دادند, به سوی (( ورسای)) راه پیمایی کردند تا خواستار اعطای حق رای به زنان شوند.

ایده ی ( روز جهانی زن ) نخستین بار در حدود اوایل قرن بیستم , که در جهان صنعتی زمانه رونق و آشفتگی رشد بی سابقه ی جمعیت , و ایدئولوژی های رادیکال بود , پیش آمد.

تا زمانی که زنان کاملا در سطوح بالای رهبری اجتماع, و حیات حرفه ای و اقتصادی , نمایندگی نشوند , نه حقوقی برابر با مردان خواهند یافت و نه صدایی برابر.

آن چه در پی می آید ,سالشمار کوتاهی است از مهمترین وقایع (( روز جهانی زن)) :

1990

طبق اعلامیه ی حزب سوسیالیست امریکا , نخستین روز ملی زنان , در 28 فوریه در سراسر ایالات متحد برگزار شد.زنان, بزرگداشت این روز را , در هفته ی آخر همین ماه , تا سال 1913 ادامه دادند.

1910

بین الملل سوسیالیستی , که جلسه ای در کو پنهان گن برگزار کرده بودند , روزی را با نام (( روز زن)) و در سطح بین الملل , بنیاد گزارد که هدف از آن , تکریم جنبش حقوق زنان و کمک به دستیابی به حق رای زنان در سراسر جهان بود . این پیشنهاد در یک کنفرانس , به اتفاق آرا تصویب شد , در این کنفرانس , بیش از صد زن از 17 کشور حضور داشتند که سه تن از آنها برای نخستین بار , در پارلمان فنلاند به عنوان نماینده انتخاب شدند . روز معینی برای مراسم مشخص نشد.

1911

به تبع تصمیمی که سال گذشته در کو پنهان گن گرفته شده بود , (( روز جهانی زن)) در اتریش , دانمارک , آلمان و سوئیس , برای نخستین بار ( 19 مارس) تعیین شد , بیش از یک میلیون زن و مرد از این کشورها , در تظاهرات حضور یافتند . زنان علاوه بر حق رای و شغل دولتی , خواستار حق اشتغال , آموزش حرفه ای و پایان دادن به تبعیض در محیط کار بودند . کمتر از یک هفته بعد , در 25 مارس , تراژدی آتش سوزی ( ترای انگل) در نیویورک , جان بیش از 140 دختر کارگر را که اغلب از مهاجران ایتالیایی و یهودی بودند , گرفت . این رخداد تاثیر مهمی بر قانون گذاری کار در ایالات متحده داشت . در مراسم (( روز جهانی زن)) سالهای بعد , شرایط کار که کم کم داشت به فاجعه ای می انجامید , مطرح شد.

14 -1913زنان روسی , به عنوان بخشی از جنبش صلح که در آستانه ی جنگ جهانی اول در حال شکل گرفتن بود , نخستین مراسم (( روز جهانی زن)) خود را در آخرین یکشنبه ی فوریه ی 1913 برگزار کردند.

سال بعد , زنان دیگر کشور های اروپا , در روز 8 مارس یا حدود آن , تظاهراتی در اعتراض به جنگ یا برای ابراز همبستکی با خواهرانشان به راه انداختند.

1917

پس از کشته شدن 2 میلیون سرباز روسی در جنگ , زنان روسیه دوباره آخرین یکشنبه ی ماه فوریه را برای برگذاری اعتصاب برای (( نان و صلح )) برگزیدند .رهبران سیاسی با زمان اعتصاب مخالفت کردند , با وجود این , زنان به هر شکلی که بود کارشان را کردند . چهار روز بعد تزار مجبور شد از سلطنت کناره گیری کند و حکومت موقت حق رای را به زنان اعطا کرد. این یکشنبه ی تاریخی , برابر بود با 23 فوریه در تقویم قیصری , که در آن زمان در روسیه رسمیت داشت و برابر با 8 مارس در تقویم مسیحی دیگر کشور ها است .

از همان سال های نخست , (( روز جهانی زن )) گستره ای جهانی یافت . چه در کشور های توسعه یافته و چه در کشور های در حال توسعه .

جنبش بالنده ی جهانی زنان کمک کرده است تا (( روز جهانی زن)) تبدیل به روز ویژه ای برای گسترش و رواج حقوق زنان و مشارکت آن ها در پویش های سیاسی و اقتصادی , گردد. روز جهانی زن بیش از پیش زمانی است برای تامل در پیشرفتی که به دست آمده , برای پافشاری در تغییر و بزرگداشت و شجاعت و عزم زنانی عادی که نقش خارق العاده ای در تاریخ حقوق زنان داشتند.

پانوشت ها:

1 ) julian caledar تقویم جولیان یا تقویم قیصری , که در روسیه تزاری رواج داشت

 

2)Gregorian calender تقویم گریگوری یا تقویم مسیحی, که در سال 1582 , توسط پاپ گریگوری سیزدهم ارائه شد و امروزه تقویم اغلب کشور های جهان است.

 برگرفته از سایت :               International womensday.com    

 

                                       ترجمه ی : بهزاد باپیروند        

 

   

نوشته شده توسط ندا | موضوع: | لینک ثابت |
یلدا بازی... یکشنبه دهم دی 1385 8:11 بعد از ظهر

 

خُب...ظاهرا من هم باید چیزی بنویسم...

 مهدی  مرا به بازی دعوت کرده است و

یلدا بازی است و نمیشود از زیرش شانه خالی کرد...

۱) متولد 24 خرداد هستم...اهل رفاقت و در نگاه اول تودار و بدخلق ! اما درواقع اصلا بدخلق نیستم! ...از موقعی که خود را شناخته م...گریه نکرده ام...شاید پنج سالی باشد.

۲) عاشق کتاب های فلسفی و به خصوص نوشته های ( ژان پل سارتر)...پیرو اگزیستانسیالیسم و آهنگ مورد علاقه ام , زجه های کریس دی برگ ...

۳) لاییک هستم و اخلاق انسانی را پیشه ام قرار داده ام...اهل دود و دم به هیچ عنوان نیستم ولی مشروب تفننی برایم منعی ندارد...

۴) روزانه به نوشیدن حداقل 4 لیوان قهوه یا چای معتادم...سابق ادامس هم زیاد میجوییدم...مدتیه ترک کردم...

۵)ورزشکارم و از ورزش کردن لذت میبرم . در رشته های ,دو...پرتاب وزنه...بدن سازی...تکواندو...شنا تجربه دارم و در مسابقات بسکتبال مدال کسب کرده ام.

 

نوشته شده توسط ندا | موضوع: | لینک ثابت
خداحافظ! لولوی پشت شیشه ها ! شنبه نهم دی 1385 11:59 بعد از ظهر

 

خداحافظ! لولوی پشت شیشه ها !

  

خوش خیال بودم که می پنداشتم با مرگ تو تمام جنایات محو میگردد! یادمان نرفته که تو یکی از بزرگترینشان بوده ای...کوچکتر که بودم میگفتم غول بی شاخ و دم ...اما حالا تورا دیکتاتور خلق خطاب میکنم...

  و حالا میخواهم باز گردم به همان دوران کودکی ... کودکی ای که در آن تو غول بی شاخ و دم پشت شیشه ها بودی...آری...همان لولوی پشت شیشه هایی که سهراب هراسش را سر میداد!

آقای بی شاخ و دم کلی از هم وطنانم را در همین مرز و بوم سر بریدی...برای چه ؟ تنها برای این که به قدرت و کشورت بیافزایی...هرکسی از مردمت را که بنای مخالفت سر میداد سر میبریدی ! به وحشیانه ترین اشکال! حتی آسایش و رفاه را از زنان و دختران وطنت دریغ کردی...همان ها که وحشت دنیای بیرون امانشان را گرفته بود... رعب و وحشت هدیه های تو نه تنها برای مردم خودت بلکه برای تمامی مردم جهان بود...قتل ها و ترور های پی در پی ات مجال فریاد را از مردمت گرفته بود...شکنجه گاههایت در عالم همتا نداشت! و این چنین بود که عراق در تحجر و عقب ماندگی و وحشت دست و پا میزد... و تو میبریدی و می کشتی و ککت هم نمی گزید!

اما آقای غول بیابونی ...بدان که این رسمش نبود...

یکی میگفت ملی گرا بودی !وطن پرست؟! خواب این را هم نمیدیدی که روزی کسی تورا وطن پرست خطاب کند...آخر بی مروت! وطن پرستی آرمان های بزرگ و مقدس میخواهد. و تو که بویی از این حرف ها نبرده بودی...!

و حالا همین آمریکایی که دیروز تو را به روی کرسی ات نشانده بود , بلندت کرد و چنان بر زمین کوفتت که خودت هم حتی در خواب نمی دیدی که چنین با خفت اعدام شوی...

و من چه قدر خوش خیال بودم که می پنداشتم تو عامل بدبختی و ننگ جهان هستی و حالا میبینم که سال های کودکی ام را تماما در اشتباه به سر میبردم! تو فقط یک دیکتاتور بودی...همین! هزاران دیکتاتور مثل تو در بهترین نقاط جهان دارند زندگی میکنند و ما ککمان هم نمی گزد!...

دیروز مرا به سوزاندن عکس هایت تشویق میکردند...و تورا میکشتم...در ذهنم...       

 و نمیدانستم که ننگ دنیا با مرگ تو ته نمی کشد!

امروز تو میمیری و قدرت تو فزونی میشود به روی دیکتاتوری دیگر...

اصلا گاهی که مینشینم و فکر میکنم , میبینم که تا وقتی پسرک سر کوچه ی مان با آن چوب دستی اش به دنبال آن گربه ی بیچار میدود تا شکمش را لگد مال کند , هنوز ننگ و بدبختی و تزویر ادامه دارد...

من نیز گاهی به خودم جنایت میکنم! تا وقتی من هستم و خودخواهی هایم مجال رشد و ترقی را از من دریغ میکند...دیکتاتوری ادامه دارد...

تا وقتی که بشریت زنده است و خروارها خروار ظلم و جنایت به خاطر (( وجودشان )) به وقوع می پیوندد ...دیکتاتوری ادامه دارد...

 ببخشید لولوی پشت شیشه ها ! اگر اوقاتتان را تلخ کردم!

( سوگی در مرگ صدام)

نوشته شده توسط ندا | موضوع: | لینک ثابت |
اصلاح طلب ها !خوشحال باشید! یکشنبه سوم دی 1385 7:37 بعد از ظهر

 

                                       

چند روزی گذشته و نتایج نهایی انتخابات هم اعلام شده است...

اصولگرایان دندان هایشان را حسابی تیز کرده بودند تا از جو حاکم( با وجود تحریمی ها و اکثریت مخالفی که حاضرنیستند در انتخاباتشان شرکت کنند) سوء استفاده کنند و به عبارتی از آب گل آلود ماهی بگیرند  و از هیچ حربه و فریبی برای رسیدن به قدرت کم نگذاشتند و در روز روشن قصد حیله و تقلب در انتخابات را بنا کردند!( این موضوع در تهران به خوبی نمایان شده است )

اصلاح طلب ها هم از عدم شرکت مردم در این دوره از انتخابات هراس داشتند...اما این روز ها اصلاح طلب ها باید نفسی تازه کنند. چرا که با وجود تعداد زیاد تحریمی ها و مخالفان رژیم , بازهم اصلاح طلبان زمام شوراها را در دست می گییرند...

و موضوعی که امروز ما باید از این شرکت گسترده ی مردم ! ( من نمی دونم شرکت گسترده یعنی 55% حضور مردم با وجود 30% آرای باطله و سفید در انتخابات خبرگان؟ یا 80% آرای موافق ؟ ), نه به عنوان قبول حکومت وقت , بلکه به خاطر مهر شناسنامه و دغدغه کار و نان بوده است !

در اهواز که شرکت در انتخابات و شوراها چیزی شبیه به یک جنگ قومی و قبیله ای علیه اعراب بود!( که البته باز هم اصلاح طلبان از میان برگزیدگان فارس مورد تایید عموم واقع شدند.) و البته من خودم از مخالفان این حرکت نبودم, چرا که ما فارس زبانان اهواز از حرکت های اعضای شورای شهر پیش که همه عرب زبان بودند هیچ خیری که ندیدیم هیچ , بلکه به فرهنگ و زبان و ملیتمان نیز توهین شد!

در تهران و اکثر شهر ها هم حضور مردم به خاطر جنگ و مقابله با اصولگرایان و متحجران خوش خدمت نظام( !! ) و مانعی برای جلوگیری از راهیابی ان هابه منصب های مردمی و نمایندگی بود و نه از روی علاقه و اختیار!!

و بیچاره حکومت ایران که به همین آرای 55 % ای که در خبرگان 30 % اش هم باطله بود قانع و خشنود است!آرایی که نصف بیشترش از روی ناچاری مردم بود!

با یک نگاه کلی به فهرست شوراها می توانیم به این تنیجه برسیم که باز هم اصلاح طلبان زمام نمایندگی مردم را در دست می گیرند...و این برایشان خوشحال کننده است...و شنیده ها حاکی است که این آمار ورودی منتخبین شوراها حول محور ( اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه رو ) می چرخد.

پس این مشت محکمی نه بر دهان امریکا...بلکه بر دهان اصولگرایان و خوش خدمتان(!!) نظام است!

حالا این آقای احمدی نژاد به جای این که این قدر بنشیند و تامل کند و خود را به زحمت بیاندازدکه از چه الفاظی خطاب به مردم (( همیشه در صحنه ی امریکا !) استفاده کند , کمی درنگ کند که چرا مردم ایران با عقاید,تفکرات و روش های حکومتی این آقا و رهبرانش مخالف و به عبارتی بیزار است!؟

وخبرگان هم که بحثش به کلی جداست...شرط می بندم اگر انتخابات خبرگان به روز دیگری ( نه روز انتخابات شوراها)موکود میشد , نه تنها همین 55% حضور مردم هم عایدشان نمی شد بلکه آبرویشان هم در مقابل امریکا و اسرائیل ( و البته بیشتر اسرائیل !)میرفت! در تهران هم که رای دادن به خبرگان زورکی بود!نقض حقوق بشر تا به کجا؟!

خلاصه این که سیاست های چرچیلی ای که این حکوکت به راه انداخته همه برنامه هایی از پیش تعیین شده است و مرحبا که زیرکانه است...ای کاش این ذوق و تیز اندیشی را در جهت خدمت به حقوق بشر و آبادانی ایران و ایرانی به کار میببردند...!

توجه: آقای احمدی نژاد من نه مزدور خارجی هستم و نه نفوذی و مخیل امنیت ملی!!

 

نوشته شده توسط ندا | موضوع: | لینک ثابت |
لينک باكس پنگوين