

حجاب... سند قداست یا جرثومه ی فساد؟
یکی نیست به این ها بگوید که این قرآن شما مال 1400 سال پیش و متعلق به شبه جزیره ی عربستان ( مهد تحجر و جاهلیت) بوده است!چرا قران امروز و احکام اسلام پاسخگوی دنیا و افکار امروزی نیست؟! چرا به قول شریعتی قرآن امروز را تنها در طاقچه های خانه هایمان خاک خورده میابیم! من با مسلمان بودن حرفی ندارم , اما کسی که قرآن را برنامه ی هدایت خود بر میگزیند باید این را هم بداند که برخی احکام قرآن که متعلق به زمان خاصی میباشد را باید با دنیای امروز تطبیق داد! و همان طور هم که میدانیم در قرآن نیز به این موضوع اشاره شده !
اما احکام امروز جامعه ی مارا چه کسانی تدوین میکنند که ما این قدر با اسلام و قرآن بیگانه مانده ایم؟!
بحث من روزه و زکات نیست! که گاهی من نیز با این که به این کتاب ایمانی ندارم روزه میگیرم! و اما نه برای خدا ! و نه برای اسلام! تنها برای خودم. برای اینکه (( خودم )) اراده کرده ام و خودم میخواهم و شاید هم کمی برای همدردی با فقرا.
ولی به صراحت اعلام میکنم این حجاب امروزی (( که تنها برای خانم ها )) پیش بینی شده , ظلم است! این حجابی که در آن تنها گردی صورت و مچ دست ها مجاز دیدن است متعلق به 1400 سال پیش است!اصلا اگر مردی بادیدن موی سر و یا دست ها و ساق پای خانومی از هوش میرود ...خانوم ها هم حق دارند که از دیدن موی سر و بازوهای مردی عملی مشابه با رفتار مردان را داشته باشند! مگر آدم ها همه از یک روح زاده نشده اند؟
این حجاب مختص زمانی بود که شعور و شهوت اعراب در حد همان شکم و زیر شکمشان بود! و فرقی میان انسان و حیوان قائل نیودند! روزی که ارزش زن را با دستانشان به گور سپردند! و پیامبر در آن بهتان و خفقان میشود نجات دهنده ی دنیای آن روز...
آری ! لنگه کفش هم در بیایان غنیمتی است...
و در آن بیابان پر از جور و فساد و تحجر مطمئنا اگر خدا و پیغمبر میخواستند اصل انسانیت را که بر پایه های عدالت و آزادی و برابری استوار بود را به آن ها بقبولانند با شکست روبرو میشدند!
در دوره ای که (( زن بودن)) گناه بود و حکم زنده به گوری میطلبید! زمانی که تنها نجات آن ها از زنده به گوری نیز آرزویی بس بزرگ بود!
زمانی که اعراب همچون گرگان وحشی شهوات خود را بدون هیچ حرمتی رها کرده بودند و ارزشی برای انسان بودن خویش قائل نبوده اند!
و نا امیدی از هدایت چنین مردانی ...راه دیگری را پیش پای این دین مینهد!
اما آیا این راه عادلانه بود؟ زن باید از حقوق اولیه ی خود و اصل برابری محروم بماند تنها برای این که محمد و کتابش پیروان بیشتری کسب کنند؟تنها برای این که فکر محدود آن ها آرمان های آزادی عدالت و برابری را نمی طلبید؟
اسلام شبه جزیره ی عربستان را نجات میدهد و...اما ایران را ویران میکند! اسلام محمد و یارانش تمدن و فرهنگ ایران راـ ایرانیان زرتشتی را ـ همان هایی که خدای واحدی داشتند را به نابودی میکشاند!
پس مگر نمیگفتند در دین اجباری نیست؟ حال چه برسد به این که ایرانیان خود نیز صاحب دین و خدا بودند...و اما حریم سرزمین و افکارشان به تجاوز کشانده شد!
اما زنان و مردان امروز باید بدانند که این تکه پاره های نخی نیست که شعور و فرهنگ و آگاهی آن ها را تقویت میکند...این حجاب (( ظاهری )) راه رسیدن به سعادت و تکامل آن هارا هموار نمی سازد...بلکه این افکار و اعتقادات و اعمال ماست که به زندگی مان و تکاملمان جهت می بخشد!
مردان مسلمان باید بدانند که هوای نفسانی آن ها از بی حجابی زنان نیست! مشکل از خودشان است که حتی به با حجابان هم تعرض میکنند!
مگر انسان دارای اراده و اختیار و آزادی انتخاب نیست؟ مگر انسان شعور ندارد؟ مگر انسان حیوان است که با دیدن موی خانمی یا بازو ها و ساق پای او قوای جنسی اش تحریک شود و به له له بیفتد؟
حالا کجا هستند آن مردمانی که شعار(( یا روسری یا توسری)) را سر میدادند؟ کجایند که ببینند اعتقادات و فرهنگ کشورشان به چه فلاکتی دچار شده است؟؟
مگر در جهان غرب , خانم ها همه محجبه هستند یا مگر با دیدن این لباسهایی که کسانی آن را بدحجابی میخوانند( بلوز و شلوار وشلوارک و ...)مردان پشت سرشان له له زنان راه میفتند؟
مگر غیر این است که امروز جهان غرب خودش را از این تحجرات پاک کرده است؟ و هر روز بر دانش و پیشرفت های خودشان می افزایند نه این که گرفتار محدودیت ها ی جسم و این چنین مسائلی باشند!!
ما به جای سالم سازی افکار عمومی برای رعایت شهوات خود به محدود کردن زنان ( و نقض آزادی نیمی از مردمان جهان) روی آورده ایم!
اگر مردی به شعور و آگاهی فکری رسیده باشد , آیا بازهم با دیدن موی خانومی هوش از سرش میپرد؟
ای بابا! ما تا کی میخواهیم با این تحجرات زندگی کنیم؟!
انسان کیست؟ وجه تمایز انسان با حیوان چیست؟
انسان همانی است که در بین راستی ها و کژی ها قرار گرفت و و راه راستی را برگزید...
انسان همانی است که افکار و شعور خود را بالا می برد و نه به خاطر ضعف خودش کس دگری را به محاکمه فرا میخواند!
حجاب آن نیست که جلوه کند...حجابی که مادی باشد که دیگر حجاب نیست! حجاب همانی است که کژی ها را در مقابل چشمان ما میزداید...این پارچه های نخی و کتانی سند قداست ما نیست!
بیایید ایمان بیاوریم به خودمان و ... بسازیم افکارمان را...





